علامه محمد اقبال لاهوری
از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد.‏
2007-03-03




علامه محمد اقبال لاهوری‏


محمد اقبال لاهوری، یا علامه اقبال (به هندی: ‏मुहम्मद इक़बाल، به اردو: سر ‏علامہ محمد اقبال) (‏۳ ذیقعدهٔ ۱۲۹۴/‏۹ نوامبر ۱۸۷۷ تا ۲۱ آوریل ۱۹۳۸)، شاعر، ‏فیلسوف، سیاست‌مدار و متفکر مسلمان هندی بود، که اشعار زیادی نیز به زبان ‏فارسی و اردو سروده است. اقبال نخستین کسی بود که ایدهء یک کشور مستقل را ‏برای مسلمانان هند مطرح کرد که در نهایت منجر به ایجاد کشور پاکستان شد. اقبال ‏در این کشور به طور رسمي «شاعر ملی» خوانده می‌شود (صفحۀ 9 ‏The Sayings ‎of Rumi and Iqbal‏)‏
فهرست مندرجات
• ‏۱ زندگی ‏
• ‏۲ آثار ‏
• ‏۳ فعالیت‌های سیاسی ‏
• ‏۴ چهره‌ی فرامرزی اقبال ‏
‏۴.۱ اقبال و ایران ‏
‏۴.۲ اقبال وافغانستان ‏
• ‏۵ اقبال و مولوی ‏
• ‏۶ انتقادات ‏
• ‏۷ پانویس ‏
• ‏۸ پیوند به بیرون ‏
• ‏۹ منابع ‏

زندگی
اقبال در سیالکوت، که امروزه در استان پنجاب پاکستان واقع شده است، به دنیا آمد. ‏نیاکان او از قبیله سپروی برهمنان کشمیر بودند و در سده هفدهم ميلادي، حدود ‏دوصد سال پیش از تولد او، اسلام آورده بودند. پدر او مسلمانی دیندار بود.[۱] اقبال ‏قرآن را در یکی از مساجد سیالکوت آموخت و دوران راهنمایی و دبیرستان خود را در ‏اسکاچ‌مشن کالج (‏Scoth Mission College‏) گذراند. تحصیلات او در رشته فلسفه در ‏دانشگاه لاهور آغاز شد و مدرک کارشناسی ارشد فلسفه را در سال ۱۸۹۹م با رتبه ‏اول از دانشگاه پنجاب دریافت كرد. وی پس از آن دانشگاه کمبریج و دانشگاه مونیخ ‏مدرک دکترای خود را در رشته‌ی فلسفه گرفت.‏
آثار
ناله یتیم نخستین اثر اقبال بود و وی آن را در سال ۱۸۹۹م در جلسه سالیانه انجمن ‏حمایت‌الاسلام در لاهور خواند. آثار اقبال به طور کلی عبارتند از[۲]:‏
• علم‌الاقتصاد: نخستین کتاب درباره اقتصاد به زبان اردو، چاپ ۱۹۰۳م در لاهور. ‏
• توسعه حکمت در ایران (سیر فلسفه در ایران) ‏
• تاریخ هند ‏
• اسرار خودی ‏
• رموز بیخودی ‏
• پیام مشرق ‏
• بانگ درا ‏
• زبور عجم ‏
• جاویدنامه ‏
• احیای فکر دینی در اسلام ‏
• مثنوی مسافر ‏
• بال جبرئیل ‏
• ضرب کلیم ‏
• ارمغان حجاز ‏
• یادداشت‌های پراکنده ‏
فعالیت‌های سیاسی
اقبال در دوران جنگ جهانی اول در جنبش خلیفه که جنبشی اسلامی بر ضد ‏استعمار بریتانیا بود، عضویت داشت. وی با مولانا محمد علی و محمد علی جناح ‏همکاری نزدیک داشت. وی در سال ۱۹۲۰م در مجلس ملی هندوستان حضور داشت ‏اما از آنجا که گمان می‌کرد در این مجلس اکثریت با هندوها است پس از انتخابات ‏‏۱۹۲۶م وارد شورای قانونگذاری پنجاب شد که شورایی اسلامی بود و در لاهور قرار ‏داشت. در این شورا وی از پیش‌نویس قانون اساسی که محمد علی جناح برای ‏احقاق حقوق مسلمانان نوشته بود حمایت کرد. اقبال در ۱۹۳۰ به عنوان رئیس ‏اتحادیه مسلمانان در الله آباد و سپس در ۱۹۳۲ در لاهور انتخاب شد.‏
چهره‌ی فرامرزی اقبال
اقبال همواره کوشیده است که مردم را آگاه کرده و از بند استعمار برهاند؛ از این رو ‏نگاهی ژرف به کشورهای استعمارشده‌ی اسلامی پيرامون خود داشت و با نظر به ‏ویژگی‌های سیاسی آن زمان واندیشه‌های اسلامی، او پذیرش ویژه‌ای پیدا کرد. دلیل ‏دیگر چهره‌ی فرامرزی وی را می‌توان در پیوستگی فرهنگی و تاریخی و مذهبی ‏کشورش با برخی کشورهای همسایه مانند ایران و افغانستان دانست.‏
اقبال و ایران
اقبال يكي از نامور ترین و سرشناس‌ترین شاعرپارسی‌گوی غیر ایرانی در ایران است ‏که نظير شاعر بزرگي همانند بیدل دهلوی پذیرش ویژه‌ای در ایران یافته‌است.(این در ‏حالی است که تفاوت شهرت بیدل در دیگر کشورها و ایران به اندازه‌ای است که ‏نمی‌توان با هم سنجید.)از کل 12 هزار بیت شعری که توسط اقبال سروده شده ‏است 7000 بیت آن فارسی است. شریعتی در جائی وی را ایرانی ترین خارجی و ‏شیعه ترین سنی خطاب کرده است. تز دکترای وی مربوط به سیر حکمت در ایران ‏بوده است و وی آرزو داشت تهران روزی جایگاه ژنو در اروپا را پیدا کند. شاید ‏بنیادی‌ترین دلیل شهرت اقبال در ایران چهره‌ی مذهبی او باشد چون بار نخست از ‏سوی مذهبی‌ها(مانند مطهری و شریعتی) شناسانده شد. هرچند که اقبال بی‌گمان ‏دلبستگی فراوانی به ایران داشته‌است و برخی از ملی‌گرایان نیز آن را ستوده‌اند ولی ‏بیشتر گمان می‌رود که اینان برای همسو کردن خود با دیگران این کار را کرده‌اند ‏ودلیل‌هایی که برای ستودن اقبال آورده‌اند چندان استوار نیست. مهمترین اقبال ‏شناس ایرانی آقای دکتر ملکی است که بقول خودش ده هزار صفحه مطلب در مورد ‏اقبال نوشته و منتشر کرده است. [۳]‏
اقبال و افغانستان
اقبال افغانستان را سرمشقی برای مردم کشورش می‌دانست وکتاب پیام مشرق ‏خود را نیز به امان‌الله خان پیشکش کرد. او پشتیبان جنبش‌های فرهنگی افغانستان ‏بوده است به گونه‌ای که در شعرهای خود سید جمال‌الدین افغانی (بنیانگذار ‏جنبش‌های فرهنگی در افغانستان) را چنین ستوده است:‏
سید السادات مولانا جمال زنده از گفتار او سنگ و سفال
او نخستین دانشمندی است که هنگام راه‌اندازی دانشگاه کابل در سال ۱۹۳۳م به ‏آن‌جا فراخوانده شد و از سویی دیگر وی گرایش فراوانی به افغانستان داشته تا جایی ‏که اگر ناشناسی برخی از شعرهایش را بخواند شاید گمان کند که او یک افغان ‏است. [۴]‏
اقبال و مولوی
دل‌بستگی و وابستگی اقبال به مولانا را می‌شود از جنس همان عشق پرسوز و ‏گدازی دانست که خود مولانا را به شمس او مجذوب کرده است:‏
به کام خود دگر آن کهنه می ‏ریز که با جامش نیرزد ملک پرویز‏
ز اشعار جلال‌الدّین رومی
به دیوار حریم دل بیاویز
سراپا درد و سوز آشنائی وصال او زبان‌دان جدائی
جمال عشق گیرد از نی او نصیبی از جلال کبریائی
به‌روی من در دل باز‌کردند ز خاک من جهانی ساز‌کردند
ز فیض او گرفتم اعتباری که با من ماه و انجم ساز‌کردند
خودی تا گشت مهجور خدائی به فقر آموخت آداب گدائی
ز چشم مست رومی وام‌کردم
سروری از مقام کبریائی
در حالیکه در حوزه زبانی اردو از او به عنوان شاعری بزرگ یاد می‌شود ولی باور ‏عمومی بر اینست که اشعار اردوی اقبال نسبت به آثار اولیه فارسی او ضعیف تر اند و ‏الهام‌بخشی، نیرو و سبک لازم را دارا نیستند.[2]‏
پانویس
‏1.‏ ‏↑ ‏Pakistan Times (November 9, 2004)‎‏ ‏
‏2.‏ ‏↑ رادفر، ابوالقاسم، گزیده اشعار فارسی اقبال لاهوری، تهران: مؤسسه ‏انتشارات امیرکبیر، ۱۳۶۹خ، ص۱۲-۱۴. ‏
‏3.‏ ‏↑ گفت‌وگویی با محمدکاظم کاظمی درباره‌ی گمنامی بیدل دهلوی (‏asp‏) ‏‏(سپتامبر ۲۰۰۶). دسترسی در تاریخ سپتامبر ۲۰۰۶م. ‏
‏4.‏ ‏↑ اقبال لاهوری و جریانهای علمی و اکادمیک افغانستان (‏asp‏) (سپتامبر ‏‏۲۰۰۶م). دسترسی در تاریخ سپتامبر ۲۰۰۶. ‏
• ‏^ ‏Naipaul, V. S.. Beyond Belief: Islamic‏ ‏Excursions Among the ‎Converted Peoples, 250-52‎‏ ‏
• ‏^ ‏Talib, Gurbachan Singh. Indian P.E.N‏., 6-9. ‏