گــریــه هــای ممنــــوع...





وطنــــم، باز هـــم قمـــــار زدیم
چشـــمه ودشت وباغ وکـــوه ترا

به کــــلاهی گشــاد بخشیدیم
هیبت وشــــوکت وشـــکوه تــرا

&&&

شعر هــــای بلند می سازیم

عاشــــقانه برای باغچـــه ها

می نویسیم روز وشب قانون

می گذاریم روی تاقچه هــــا!

&&

وطنم، مادر شکسته پرم

قسمت ات بوده این شکسته پری

با هزاران هزار شاه پسر

پیش همسایه، شرم بی پسری !

&&&

تا به کی می دریم و می دوزیم

سینهء گرم بی گناهت را ؟

یا به هیچ وبه هرزه می بخشیم

دامن پر گل وگیاهت را ؟

&&&

سالهای دراز می سوزی

در تنوری بدست بیگانه

می گدازی وشکل می گیری

مثل مومی بدست بیگانه

&&&

باغهای انار وانگورت

بار ها تیه شد، بیابان شد

لاله زارت به اوج فصل بهار

هدف خنجرزمستان شد

&&&

تا کجا ها بدست بیگانه

اختیار تو، آب ودانهء تو؟

داغ شلاق، زخم طعنه و تیر

تا کجا ها به پشت وشانهء تو؟

&&&

وطن هر دفعه آمدم به برت

دیدم ای وای پیر تر بودی

بار ها بار ها زدفعهء پیش

بینوا واسیر تر بودی

&&&

وطنم ذره ذره خاک تو باد

سرمهء دیده گان وتاج سرم

زانکه در سینهء تو خوابیده ست

بندهء خاکیی خدا، پدرم