درســـوگ ســرو هـــا....
.jpg)
شنبه ، 25 ارديبهشت 1389 ، 23:59
این سروده را به همه آن عزیزانی تقدیم میکنم که یا شهید شده اند! ویا شهید داده اند. «صبا»
ســــبز بوـدن خــلاف ومعصیت است
ســـبز هـــــارا زشــــاخه می چینند!
ســــبز هــــا می رونــــد وزینت بــــاغ
زرد هـــــای پلیــــــدو چــــــرکین اند!
&&&
لاله هارا کمر شکن کردند
دشنه وتیغ وتیر می کارند
عوض آهوان آزاده
بره های اسیر می کارند!
&&&
نخل هارا عقیم می سازند
تا که خرمای شان نچیند کس
باز هارا به بند می گیرند
تا خرامند باشه وکرگس
&&&
دشت هامان پر ازعفونت وزهر
نان ما نان خون وتریاک است
جامهء نو عروس ماست کفن
حجله اش گور وسینهء خاک است!
&&&
سهم ما بوده گوییا زازل
کوله بار و همیشه دربدری
برده گی کردن ولگد خوردن
در پس درب خانهء پدری
&&&
گوییا بوده سهم مازازل
مثل ابری هزارپاره شدن
شاد بودن به مرگ خود دایم
ماتم خویش را نقاره شدن
&&&
اسمش ازما.... ولی قسم به خدا
یک وجب کِشت وباغ، از ما نیست
از تمام اثاث این خانه
هیچ، حتی چراغ ازمانیست!
&&&
از همان لحظهء تولد خود
وای! باید که فکر دار کنیم
گر بماندیم زنده با دگران
کُشته هارا فقط شمار کنیم!
&&&
کشور نازنین ما آری
این چنین سر بلند وآزاد است!!
خانه هایش همیشه ویرانه
گور هایش همیشه آباد است.
&&&
های! ای پا برهنه گان غیور
کشته دادید؟ هان، مبارک باد
زنده گی را که ما نداشته ایم
لا اقل مرگ مان مبارک باد!!
&&&
پسرم گفت: پشت این دیوار،
مژدهء آفتاب ودیدار است؟
گفتمش: نه! عزیزک دل من
پشت دیوار، باز دیوار است.....
..... دیوار است... دیوار است....
....دیواراست.... دیوارست.. د... ی..و