زنها در بهشت

سوال عجیبی گاه گاه درذهن انسان مسلمان خطور ميكند : این را دانستیم که مردان در جنت با حور عین ازدواج میکنند ، حتی که برای شهیدان وعده هفتاد حور داده شده است ... مگر در مورد زنانی که به بهشت میروند چیزی گفته نشده ! پس آیا زنان بهشتی از شوهر محروم خواهند ماند ؟!
اگرچه این سوال جدیدی نیست و درعصورمختلف درفکرمردم خطورکرده . وچون در موردش دلیل قاطع وجود ندارد که ازقرآن وحدیث استنباط شود تاجواب قاطع وقانع برای سائلین داده شود، ازهمان قدیم هرجواب دهنده مطابق با اجتهاد خودش ، درين مورد جوابهای گوناگونی پیش کرده است . دشمنان اسلام هم این موضوع را بخاطررسیدن به اهداف شوم خود استعمال کرده اند و خواسته اند زنان مسلمان را در مورد اسلام بی باور نمایند .
از مطالعه قرآن وطبیعت این دین چنین معلوم میشود که قرآن عظیم در هنگام بیان امورالفاظی استعمال میکند که نه تنها ذهن و دماغ انسان را ، بلکه قلب انسان را مخاطب قرارمیدهد وقلب را مستقیما به آن دعوت میدهد. یک معجزه قرآن در همین جا نهفته است . کاری که هیچ ادیب و صاحب قلمی انجام داده نمیتواند . بطور مثال عالم دین وقتی بخواهد مردم را ازآتش دوزخ بترساند و برای انسان هیبت آنرا بیان کند ، شاید بگوید که دوزخ آتش نهایت سوزان دارد و از فاصله دور انسان را ذوب میتواند … مگر وقتیکه قرآن درعین موضوع بحث میکند ، شما تصورکنید که چه الفاطی و جمله بندی هایی می آورد " تکاد تمیز من الغیظ " نزدیک میباشد که دوزخ از قهروغضب پارچه پارچه شود …! درین جا متوجه میشویم که قرانکریم مجرد با استعمال الفاظ دوزخ را تصویر زنده کرده است و این تصویر به اندازه ای زنده و حقیقی بنظرمیرسد که قلم تواناترین هنرمند نیز از رسم کردن آن عاجزبماند . درین رسم ما میبینیم که یک شخص گناهکار در روز قیامت در نزدیکی دوزخ ایستاده است و دوزخ مانند یک غلام حبشی سیاه که همیشه منتظر اشاره بادارمیباشد با پوزدهشت افگن و بستۀ زنجیرخود را با قوت تمام سوی این بنده گناهکار میکشاند تا هرچه زودتر او را تار تار کند . آن غلام حبشی بادارش را به اندازه ای دوست دارد و تابع فرمان وی است که هیچگاه نمیپسندد که درمقابل بادارش کسی دیگر هم نافرمانی کند . بهمین خاطر کش و گیر دارد و از فرط غضب زنجیر میگسلد و قریب است خودش را پارچه پارچه کند ...! این است بیان قرآن ! درجای دیگری عین موضوع را چنین بیان میکند " نزاعة للشوی تدعومن ادبروتولی " دوزخ پوست دوزخیان را در می آورد و صدا میکند کسانی را که ارادۀ فرارکنند و روبگردانند . این موضوع را هنگامیکه انسان بزبان خود بیان کند شاید ادیب ترین شخص بگوید که راه فرار از چنگال او وجود ندارد ... اما قرآن میگوید که هرکه بخواهد فرار کند دوزخ عقبش صدا میزند و از پایش میگیرد ... باز هم همان غلام حبشی که منتظر اشاره بادارش است درین جا در پهلوی انسان گنهکار ایستاده و اندکترین حرکتش را مراقبت دارد و هر گاه حس نماید که او در حال فرار است از پایش بگیرد و با صدای قهرناک و خشن عقبش صدا بزند " کجا بخیر ...! " اگر چه بعضی مفسرین این آیه را تاویل کرده اند و میگویند که هر کسی که در دنیا از راه راست اسلام روگردانده باشد و از هدایت پیامبران اعراض نموده باشد ، در روز قیامت دوزخ او را بنامش صدا میکند و همه کفار و مستحقین عذاب را نام گرفته یکه یکه بسوی خود میطلبد . مگر نظر به بلاغت و شیوه بیان تصویری قرآن همان تفسیر پیشین موزونتر و بلیغ تر است . هر چند که تاویل دومی هم ایفای غرض میکند . اکنون شما خود ببینید فرق میان لغت قرآن و لغت انسان را ...
همان قرآن وقتیکه مسایل زناشویی و جنسی را بیان میکند ، باز هم میبینیم که الفاظی استعمال میکند و بگونه ای جمله بندی و بحث میکند که اگر همه انسانها و جن های جهان یکجا شوند موضوع را به شیوه قرآن بیان نتوانند . مثلا قصه یوسف علیه السلام با همسر مصر که از نگاه شریعت آن وقت و نیز در نظر مردم آنوقت یک جریمه جنسی شمرده میشد ، یک زن مرتکب آن شده است . این حکایت را ادیبان و قصه گویان شاید به شیوه های مختلف بیان کنند و شاید بخاطر جذاب نمودن قصه ، بیشتر درتفصیلات داخلی آن بروند .. مگر وقتیکه قرآن آن موضوع را بیان میکند ، بدون اینکه همه روشنی را بر جنبۀ جنسی و تفصیلات جزوی آن مسلط کند ، همان موضوع جنسی را به شیوه ای طرح میکند که از دور هم احساس مردم را نمی انگیزد . " و راودته التی هو فی بیتها عن نفسه و غلقت الابواب و قالت هیت لک ... آن زنی که یوسف درخانه اش بود با وی ازمراودت کارگرفت و ازیوسف طلب کارناسزایی کرد ، آن زن بخاطر انجام دادن آن خواهش ، همه دروازه ها را بست و به یوسف گفت که زود شو.. بیا ...! بعد ازآن یوسف علیه السلام برایش میگوید که معاذ الله من چطور این کار را انجام بدهم . دیدیم که حکایت یک کوشش نافرجام جنسی را قرآن به کدام شیوه بیان کرده است . اصلا خواننده احساس هم نمیکند که موضوع جنس درمیان است ... نیزدریک موضع دیگر درهمین موضوع ولی ازناحیۀ زندگی ازدواجی شرعی چنین میفرماید " نساؤکم حرث لکم فأتوا حرثکم انی شئتم " خانمهای شما کشتزارند برایتان ، به هرگونه ای که میخواهید به کشتزارتان بيايید…! یا الله چه ادب والایی ! ادب قرآن ! لیکن چه توقع دارید که همین موضوع را وقتیکه انسان در عصورمختلف بیان داشته است چه الفاظی استعمال کرده و تا کدام حد توانسته است آنرا درچوکات حشمت وعفت درآورد ...! خوانندگان میدانند و ممکن بعض ناولها و کتابهای ادبی را مطالعه کرده باشند ..! در جای دیگری ارتباط بین زن و شوهر را چنین بیان میکند " هو الذی خلقکم من نفس واحدة و جعل منها زوجها لیسکن الیها فلما تغشاها حملت حملا خفیفا …" او ذاتیست که شما را از یک نفس خلق کرد و از همان نفس همسرس را برایش خلق کرد تا او در وجودش سکون و آرامش یابد . آن انسان هنگامیکه همسرش را پیچاند ( کنایه از جماع ) او حمل خفیفی برداشت .. خوانندگان دیدند که یک موضوع کاملا جنسی را قرآن بگونه ای بیان کرد که هرگز احساس برانگیز نیست . قرآن در طرح امور جنسی و زناشویی به اندازه ای عفیف سخن میگوید که این موضوعاتی که اصلا هیجان آورندۀ شهوت وغرایزفطری انسان است ، مگر در اثنای تدارس و تدریس این آیات اصلا غرایز فطری انسان خبر هم نمیشوند و در فکر کسی هم موضوع شهوانی جنس خطور نمیکند . در حالیکه عین موضوع را اگر انسان بیان کند هیچ امکان ندارد که احساس خوانندگان دغدغه نشود و لو که هر قدر در چوکات ادبی و اخلاقی بیان شود … از جاییکه خداوند انسان را یک مخلوق با اخلاق و با کرکتر و با حیا خلق کرده که مثال زنده آنرا خود قرآن در اولین بشر یعنی حضرت آدم علیه السلام و همسرش حضرت حوا حکایت کرده است . وقتیکه ابلیس آنها را فریب داد و به خوردن شجره ممنوعه آنها را وادار نمود ، از فرط غم و احساس پشیمانی ، عورتهای شان آشکار شد و نتوانستند متوجه شوند که لباس آنها افتاده .. بمجردیکه متوجه میشوند علی الفور با برگ درخت شرمگاه های خویش را پنهان میکنند ..این انسان من حیث کل یک مخلوق با حیا است . ولی نزعه حیاء در بین جنس ذکوری و انثوی متفاوت است . و نصیب جنس انثوی ازین نزعۀ حیاء به حدی زیاد است که او را از بحث نمودن و گفت و گو در موضوعات جنسی باز میدارد . این جنس نازک فطرتش حیاست و عفاف در سرشت وی آنقدر وافر است که از تصور انسان بسیار بالا . این سخن را طبقه اناث خوبتر درک کرده میتوانند .. اما اینکه در عصر حاضر ، چیزی که در غرب و شرق جهان بمشاهده میرسد ، بکلی عکس این است . امروز بشریت بکلی عاری شده … و عجیبتر این است که زن عریان تر از مرد شده است…! این بخاطریست که انسان با فطرتش در نبرد است و در دوری از رهنمون خالقش شکار اغواي ابلیس شده است …
اکنون می آیم روی اصل موضوع . موضوع زنان بهشتی : در آخرت زنان بهشتی چه زندگی میداشته باشند و چرا قرآن ازآن ذکری نکرده ، بگونه ای که از زندگی مردان ذکر کرده و گفته که مردان بهشتی با حور ازدواج میکنند . پس نصیب زن در آخرت چیست ؟ همانطور که بیان کردم ، قرآنکریم در بیان مسایل جنسی در دنیا ازادب نهایت والا کار گرفته ، چنین مسایل را در ارتباط به زندگی آخرت هم بکلی بهمان شیوه بیان داشته است . در دنیا زن از ازدواج و مسایل ازدواجی با صراحت یاد نمیکند . حتی در مجالس انثوی خالص هم درعمق این موضوع بحث نمیکند (( البته من از اناثی یاد میکنم که فطرت سالم دارند و در اغوای ابلیس گرفتار نیستند . نه از زن غرب و نه از زنانی که با فطرت خود در نبرد اند )) اما در مقابل ، طبقه ذکوربرای اتمام ازدواج ، خود آنها اقدام میکنند و خود خواستگاری میکنند و خود مصارف ازدواج می پردازند و گاه گاه هم در عمق مسایل جنسی سخنانی میگویند و نسبت به اناث نزعه فطری استحیایی نزد آنها کمتر است . من نمیگویم که مردها بی حیا هستند . فقط میخواهم بگویم که فطرت مرد را خالق او همینگونه خلق کرده است که درین مورد از جرأت بیشتری برخوردار اند . شکل فزیکی مرد نیز، نزد جنس مخالف به آن اندازه هيجان انگیز نیست به اندازه اي كه جسم جنس زن نزد مرد هيجان انگیزاست . بهمین منظورعورت مرد قدری بسیطی از جسم او را تشکیل میدهد . در حالیکه با درنظرداشت جسم هیجان کننده جنس انثوي ، همه جسم زن عورت است . وبهمین خاطرنیزحجاب زنها فرض است … با در نظر داشت این نزعه فطری ، قرآنکریم شیوه زیست زن و مرد جنتی را به مناسب ترین شیوه بیان کرده است . اینکه در باره مردان و حور و خانمهای مردان جنتی چه گفته همه میدانند . پس نیاز به شرح ندارد . اما در قسمت زنهای جنتی که برای آنها در جنت چیست ، میتوان در روشني دو آیت و چند حدیث جواب قناعت دهنده ارائه کرد …در قرآنکریم خداوند متعال میفرماید " لهم فیها ما یشاؤون " جنتی ها هر چیزی که بخواهند حاصل میکنند . و در آیه دیگری میفرماید " لهم فیها فاکهة و لهم فیها ما یدّعون " جنتیان را میوه هاست و هر آنچه که ایشان ادعا میکنند … هر چیزی که ادعا میکنند یک تعبیر عجیبیست که نمیگذارد یک لحظه هم صاحبان فطرت سالم از جنتی غافل شوند که هر ادعای شان درآنجا برآورده میشود …سپس اگر با در نظر داشت فطرت مردان برایشان صراحتا وعده حور میدهد ، از سوی دیگر طبقه اناث را نیز با در نظر داشت فطرت آنها وعده میدهد که هر ادعایی كه آنها داشته باشند بر آورده میشود . هر چیزیکه اینها بخواهند همانگونه میشود . آزادی مطلق …!در حدیث مبارک آمده که زناني كه در دنيا ازدواج نموده اند ، در جنت با آخرین شوهران خود میباشند . و در یک حدیث دیگری آمده که در جنت هیچ کس نمیخواهد مجرد بماند و هر کس متزوج میباشد . به این معنی که زن و مرد جنتی ، همه جوره میباشند . سپس زنها اگر بخواهند با شوهران دنیایی خویش باشند و اگر بخواهند تنها باشند و خدمتگاران بیشمار در گرد و پیش آنها میباشد و اگر بخواهند … و بخواهند … و بخواهند .در حدیث دیگری آمده که در جنت چیزی است که نه چشم دیده و نه گوش شنیده و نه در قلب بشر خطور کرده … در زیبایی ، در مقدار ، در کیفیت و از هر نگاه که بگویید .سپس زنان نباید وارخطا شوند . و فقط برای کسب نمودن جنت باید عمل صالح نمایند و از غیبت امتناع ورزند زیرا که طبق یک حدیث صحیح ، بیشتر زنهای دوزخی به سبب غیبت و نکران معروف و سوء معاشرت به دوزخ میروند .
اللهم اجعلنا من اهل الجنة یا رب العالمین ... آمیییین
همایون غفوری