غزل مناسب....





 

 

 







این شیوهء سخن زدنم نا مناسب است
جز حرف عشق دردهنم ، نا مناسب است

بیگانه ؟... نیست در خورِ دست گداییم
این وصله گک به پیرهنم نا مناسب است

ماییم واشک وآه ونیاز وشکسته گی
چیزدگر در انجمنم ، نامناسب است

وقتی خیال دوست در آغوش می کشم
غیر از سکوت ، هر سخنم نا مناسب است !

جز خلعتی که یار براندام ما کشید
هر جامه یی برای تنم ، نا مناسب است

اصل وخمیر مایه ام از سجده آمده
یک لحظه کمترک شکنم ، نا مناسب است

مرد مسافرم ! وطنم جایی دیگریست
این کاروانسرا وطنم ؟! نا مناسب است !

آن نازنین نیاز مرا می خرد مدام
فریاد وناله کم بزنم ، نامناسب است

مارا به حیله های تعلق میازمای
هر نقش ودکمه بر کفنم نا مناسب است

این شعر هم زخامهء دلدار می چکد
بیرق کشم که های منم ؟ نا مناسب است !!

صبا