.jpg)
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
صِبْغَةَ اللّهِ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللّهِ صِبْغَةً وَنَحْنُ لَهُ عَابِدونَ (البقرة 137) «اين رنگ (دین) خداست و رنگ چه کسی از رنگ خدا بهتر است و ما پرستندگان او هستيم»
آنحضرت صلوات الله علیه و سلم فرموده اند: لتـتـبعن سنـن الـذیـن من قبـلکم حـذو القـذة بالقـذة حتی ان دخلـوا جحـرضب دخلتموه. قالوا: الیهود والنصاری یا رسول الله (صلی الله علیه وسلم) قال: فمن . متفق علیه .
«شما راه و روش کسانی را که قبل از شما بودند چنان قدم در قدم پیروی خواهید کرد که اگر آنها در غار موشهای دشتی هم داخل شوند شما با آنها در همانجا هم داخل میشوید . اصحاب کرام با تعجب پرسیدند که آیا هدف تان از کسانیکه قبل از ما بودند یهود و نصاری میباشد ای رسول الله ( صلی الله علیه و سلم ) ؟ فرمودند : آری ، پس که» حدیث را بخاری و مسلم روایت کرده اند .
خداوند متعال جلت عظمته انسان را عزت ها و نعمتهای گوناگونی بخشوده است . حصر همه نعمتها محال است . وان تعدوا نعمة الله لا تحصوها . ( النحل 18 ) «اگر نعمتهای باری تعالی را شمردن بگیرید عاجز می آیید». نعمتهای جسدی ، عقلی ، روحی ، برتری از همه مخلوقات ، همه زمین را برای انسان مسخر نمودن ، قدرت تفکر و تمیز خوب و بد و بسیار نعمتهای دیگر ... این همه را بحث نمیکنم . فقط یک عزت بخشی باری تعالی را یاد میکنم که از جمله همه مخلوقاتش فقط و فقط به همین مخلوق ( انسان ) عنایت فرموده است و در خور این مضمون است و هدف این مضمون برآن استوار است . خداوند متعال جلت عظمته همه مخلوقاتش را بدون اینکه به هیچ مخلوق دیگرش اطلاع بدهد ، خلق نموده است . چنانکه رب ذوالجلال در باره زمین و آسمان میفرماید که آنها را در شش روز خلق نمود . در احادیث مبارکه آمده که خداوند آتش را خلق نمود و آب را خلق نمود و کوه ها را خلق نمود و جنت و دوزخ را خلق نمود و قلم را خلق نمود و قضا و قدر را خلق نمود ... همه این مخلوقات را بدون اینکه یک مخلوق از خلقت دیگری اطلاعی داشته باشد خلق گردیدند ... بجز یک مخلوق ، که خداوند متعال جلت عظمته قبل از آغاز نمودن به خلقت وی ، خلقتش را اعلان کرده . آن مخلوق است انسان . بلی . همین انسان ضعیف ... همین انسانیکه با اندکترین عمل گریه میکند . در اندکترین رد فعل میخندد . این انسانی که نسلش در یک قطرۀ آب نهفته است ... این انسان ضعیف را هنگامیکه خداوند متعال میخواست خلق نماید ، همه ملایکه را طلب کرده برایشان اعلان کرد که اینک من کسی را بعنوان خلیفه ام در روی زمین می آفرینم . پس وقتیکه او را آفریدم شما برایش سجده ریز شوید ..
بار خدایا ! این انسان ضعیفی که گاه گاهی اگر سرفه کند بمیرد .. اگر پشه ای در دماغش فرو رود بمیرد .. این انسانی که یکی از آن فرشتگان مأمور بسجده در مقابل وی ، در آن واحد ، نفس ملیونها و بلیونهای او را به امر تو گرفته میتواند ، بلکه یکی از آن فرشتگان با دمیدن در صور ، همه انسانهای موجود را به امر تو از صفحۀ هستی نابود کرده میتواند .. بار خدایا ! آن انسان را اینقدر عزت و منزلت بخشوده ای که قبل از خلقتش در آسمان اعلان عمومی کردی : ای فرشتگان ! آگاه باشید که من مخلوقی می آفرینم و او را منحیث خلیفه ام به زمین میفرستم و وقتیکه خلقتش تمام شد و بایست ، شما برایش سجده کنید .. نه تنها همینقدر .. بلکه وقتیکه آن فرشتگان از جواب دادن عاجز ماندند و نتوانستند که نام اشیا را بگیرند ، آنها را در روبروی آن انسان سرزنش کردی سپس رو به آدم کردی و گفتی ای آدم بگو برایشان .. برای اینها نام همه اشیا را بگو .. نه تنها همین .. بلکه یکی از آن ها که در زمان امر به سجده در قلمرو ملایکه بود – اگر چند هم جن بود – چون او از سجده ابا ورزید و تکبر کرد ، تو آنرا بخاطر این تکبرش و بسبب همین انسان از جنت بیرون راندی ... بار خدایا ! چقدر کریمی ! چقدر عظیمی !
بعد ازآن وقتیکه انسان اول ( آدم علیه السلام ) در جنت گشت و گذار داشت ، احساس تنهایی کرد . خداوند متعال نعمت دیگری برایش بخشود . از وجود خودش رفیقی برایش خلق نمود تا با او مونس و همراز باشد . تا تنهایی اش را دور کند . همانطوریکه خداوند توانا آدم را از عدم خلق نمود ، توانایی داشت تا رفیق زندگی اش را نیز از عدم خلق کند . مگر هدف ، خلق مونس و رفیق زندگی و شریک حیات بود . پس رفیق تر از وجود خودش ، مونس تر از پارچۀ جسمش ، چه مایۀ خلقت آن رفیق زندگی شده میتواند . خداوند متعال حوا را از استخوان قبرغۀ آدم خلق نمود .
روی این منظور با افتخار گفته میتوانیم که زن ، شریک زندگی مرد است . مکمل کنندۀ مرد است . النساء شقایق الرجال ( حدیث ) .. زنها نیمۀ دوم مردانند . و اگر دیده شود - با عقیدۀ راسخ به عدل و حکمت خداوند که خودش میداند امور را در کجا وضع کند - خداوند زن را بیشتر نوازیده است . او را با درنظرداشت ضعف خلقتش ، بیشتر مورد تکریم و تعزیز قرار داده است . یک سورۀ مکمل قرآن را سورۀ زنان نامیده است ( سورة النساء ) . در حالیکه سوره ای بنام مردان وجود ندارد . مکلفیتهای دینی زن خفیفتر از مرد است . در ماهواری هیچگونه مکلفیت تعبدی ندارد . بعد از زایش چهل روز راحت کامل میکند . در بارداری همچنان ، اگر بالای جنین ( اولاد در داخل رحم ) تشویش احساس میکند که اونیازمند تغذیه بیشتر است ، کاملا اجازه دارد روزه نگیرد ، همچنان در ایام رضاعت ( شیر دادن اولاد ) اجازه کامل دارد که در صورت کمبود شیر روزه نگیرد و در بدل این روزها ، هنگام رفع نیازمندی ، روزه هایش را بگیرد یا فدیه بدهد . با آنهم در اجر و ثواب کمی و کاستی ای واقع نمیشود و مانند یکتار مو هم کمتر از مرد برایش داده نمیشود . از روز پیدایش تا روزمرگ مسؤلیت وی بدوش مرد است . پدر ، برادر ، شوهر ، پسر و در صورتیکه هیچ مردی در سلسلۀ قریب خانوادگی اش وجود نداشته باشد ، مکلفیت همگانه و اجباری دولت اسلامی است که از وی حمایت کند و همه وسایل زندگی اش را برایش تهیه کند . زن در امور اقتصادی خانوادگی هیچگونه مسؤولیت ندارد . اگر ملیون هم داشته باشد ، باز هم نفقه اش بدوش مرد است . اختیار کامل دارد که با آن ملیونش چه کند . وهیچنوع مسؤولیت در کسب نفقۀ خود و اولادش ندارد . الا اینکه در صورت نیازمندی و لزوم دید ، میتواند خانواده اش را درین راستا کمک نماید . البته با مشوره و اذن سربراه خانواده . در امور اجتماعی ، زن اختیار کامل دارد که خواستاران را قبول یا رد کند . و حتی بعد از ازدواج اگر میبیند که با شخص نامناسبی در عقد درآمده است و تداوم زندگی با آن شخص برایش محال است - در صورت لزوم دید و بعد از کاربرد همه راههای مسالمت آمیز - طلب خلع ( فسخ نکاح ) کند .
توصیه های رسول الله صلی الله علیه و سلم در مورد زن به حدی زیاد است که حصر آن به چند باب کتابی نیازمند است .
ایشان میفرمایند که حق مادر سه مرتبه بیشتر از حق پدر است . چنانکه در یک حدیث طویلی آمده است که یکی از اصحاب نزد جناب مبارک رفته پرسید که چه کسی مستحق ترین انسان به حسن تعامل و گفتگوی من است ؟ فرمودند مادرت . باز پرسید که بعد ازآن چه کسی ؟ فرمودند که مادرت . بار سوم هم فرمودند مادرت . بارچهارم فرمودند که پدرت .
مقولۀ مشهوری که بعضی علما آنرا حدیث خوانده اند و بعضی هم اثری از زاهدی ، که میگوید : الجنة تحت اقدام الامهات . جنت زیر پای مادران است . یعنی از خدمت مادر حاصل گردد .
شخصی اگر بین دختر و پسر تفاوت قایل میبود و تعامل متفاوت با آنها میکرد ، حضرت عمر رضی الله تعالی او را دره میزد .
این بود اسلام و زن ، با اختصار شدید . اکنون بیایید ببینیم دیگران با زن چه رواداشته اند .
قبل ازآن یک نکتۀ مهمی را قابل یاد آوری میبینم که در پرتو آن دنیای امروز را خوب شناخته میتوانیم .
یک گروهی از بشر که زمانی لقب بهترین گروه را کسب کرده بود و در نزد خداوند متعال محبوبترین انسانهای آنزمان بود ، با تحول بیت نبوت از نسل اسحاق علیه السلام به نسل اسماعیل علیه السلام ، سخت آشفته شد و در مقابل خداوند متعال گستاخی نمود . تو گویی که فرستادن پیامبران مطابق میل آنها باید صورت گیرد ورنه قابل قبول نمیباشند ! اگر چه در مقابل پیامبرانی که از بین خود آنها هم فرستاده شده بودند ، همیشه جدالهای بیجا و گستاخیهای گوناگونی کردند حتی که بعضی از آن پیامبران را قتل هم نمودند . ولی تا آن زمان خیر و شر آنها در بین خود آنها منحصر بود و بشریت منحیث مجموع از ایشان آصیب بزرگی ندیده بود . اگر چه از اساسات عقیدۀ آن گروه این است که آنها قوم برگزیدۀ خدایند و همه بشر بخاطر خدمت آنها خلق شده و باید منحیث خر از آنها کار گیرند . مگر با ظهور آخرین پیامبر ، جناب محمد صلی الله علیه و سلم که از نسل اسماعیل علیه السلام بودند ، سخت بغض و کدورت و انتقام جویی در سینه های خود پروراندند . اما چون ، این آخرین رسالت خداوندی برای بشریت بود ، تا زمانی که امت مسلمه در شناسایی و تعامل با این گروه ، ارشادات باری تعالی و رسول اکرم صلی الله علیه و سلم را پیروی کردند ، تا حد زیاد از شر او در امان ماندند .
یهود ... این گروه حاقد و گستاخ و شریر ... از آغاز صبح اسلام قسم خورده اند که همه بشریت را تباه میکنند .
اکنون بر میگردم به اینکه دیگران با زن چه روا داشته اند . بمنظور اینکه مقاله از حد بیشتر بطول نکشد و با در نظرداشت اینکه موضوع اصلی روز جهانی زن است ، نمیخواهم به همه پلانها و تکتیکهای یهودی مبنی بر تباه نمودن بشریت اشاره کنم و فقط یک وسیلۀ آنها را مورد بحث قرار میدهم . آن وسیله عبارت است از زن . یهودها در همصحبتی شیطان خوب آموخته اند که جامعۀ بشری از کدام طریق بیشتر آصیب پذیر است . دانستن این یک امر بدیهی است که زن گهوارۀ جامعه است . جامعۀ بشری متکون از زن و مرد نیاز مند به خدمات هردو میباشد ، ولی میدان کار هر کدام این دو ، در قیام جامعۀ سلیم ، از هم گسیخته شده است و هر یک در میدان خودش باید کار بکند . عقیده داشتن به این هم از بدیهیات است که این دو در بنیۀ جسمی ، توانمندیها ، صلاحیتها ، طرز تفکر و شیوۀ زیست از هم متفاوت اند .
چنانکه در بالا ذکر شد ، اسلام از زن در میدان خودش و مطابق توانمندی و صلاحیتهای طبیعی خودش ، کار میگیرد . زن در اسلام حیثیت گهوارۀ جامعه را دارد . یهود ها ، و در پیروی کور کورانۀ آنها غرب مسیحی میگویند که مسلمانها زن را از حیثیت یک ماشین تولید بیشتر اهمیت نمیدهند ! این درست است که اکثریت مسلمانها در دوری از ارشادات اسلام ، همانگونه اند . مگر آیا معیار موازنه اسلام است ، یا مسلمانها ؟! اسلام میگوید و میخواهد که زن ماشین انسان سازی باشد نه مجرد ماشین تولید . زن انسان را تولد میکند و در گهوارۀ آغوش مهرش او را پرورش میدهد و آینده ساز جامعه اش بار می آورد . اما چیزیکه امروز بسبب آن اسلام را متهم میکنند ، از جمله اسباب متعددش – بلکه بزرگترین سببش – این است که همین یهود ها اند که جامعۀ مسلمانها را فاسد و مفسد کرده اند و بار آورد نشاطهای شیطانی آنهاست که مسلمانهای مسخ شده در جامعه های مسلمانان سراغ میشود . اما باز هم افرادی و گروه هایی بلکه جامعه های کوچکی از مسلمانان در هر گوشۀ جهان سراغ میشود که آنها را میتوان اسلام مجسم نامید . سپس عین انصاف و حقانیت خواهد بود اگر گفته شود که این است تربیه شدۀ مکتب اسلام .
یهود ها برای تحقق بخشیدن اهداف شیطانی و انسان دشمنی ای که قسم آنرا خورده اند ، کوشیدند زن را به هر حیله و هر قیمتی که تمام شود ، از چهارچوب خانه بیرون کنند . تا اینکه در اواخر قرن هفدهم و ابتدای قرن هجدهم به هدف نایل آمدند و در اروپا به بهانۀ کار در فابریکه هاییکه پدیدۀ جدیدی در جوامع بشری بود و به تعداد هر چه بیشتر افراد کار نیازداشت ، توانستند شمار زیادی از زنان را که تقریبا تا آنوقت در وظیفۀ اصلی و فطری خویش یعنی تربیه اولاد مشغول بودند و در بعضی مجتمعات در کمک با شوهران ، بعضی کارهای زراعتی و تجارتی نیز اجرا میکردند ، از خانه بیرون کنند . و به این ترتیب توانستند اولین حلقۀ لگام خران را بگردن جامعۀ بشریت بیندازند. نتایجی که بسبب خروج زن از خانه ، و شانه خالی کردن از وظیفۀ اصلی و فطری اش که همانا تربیۀ انسان سالم و تقدیم معماران بجامعه است ، جامعۀ بشریت را بکجا کشانیده ، به همه آشکار است .
زن که می باییست مایۀ بنا و تمدن جامعۀ بشری باشد ، امروز به مایۀ فساد جامعه نه بلکه به مایۀ فساد فطرت انسانی مبدل گردیده است . در جامعۀ غرب مرد اگر هر قدر عریان شود باز هم شرمگاهش پوشیده میباشد ، مگر زن به اندازه ای عریان میشود که بد تر از حیوان میگردد . حیوان علی الاقل دم دارد که شرمگاهش را پوشیده است ...
عجیب این است که آن جوامعی که دارای چنین اخلاق اند ، آنها برخاسته اند و روزی را برای بزرگداشت از یاد زن برگزیده اند ! هشتم مارچ روز همبستگی با زن .. !! و عجیبتر از آ ن این است که مسلمانها هم این روز را تجلیل میکنند . و از همه عجیبتر این است که در افغانستان هم ازین روز تجلیل میشود و تا حد جنون آفرین ، شگفت آور این است که کریم خلیلی در جمعی از زنان راجع به روز جهانی زن بیانیه میدهد . کسی که به این عقیده دارد که زن را برای یک ساعت یا نیم ساعت یا برای شباروز و بیشتر ازآن یا کمتر ، میتوان در عقد مؤقت بست . بسیار با عرض اعتذار از خوانندگان یاد آور میشوم که خمینی ، رهبر الگو و مرشد روحی کریم خلیلی در کتاب تحریر الوسیله نگاشته است که صیغه با دختر شیر خوار هم جایز است و برای اشباع غریزه میتوان از بین رانهایش استفاده کرد .
امروز یهودها وغربیها برخاسته اند و روزی را بنام روز زن تجلیل میکنند ...!!!
حقیقت این است که اسلام از زن قدر دانی کرده . و هرگاه زن آغوش اسلام را رها کند ، در آغوش شیطان یا انسانهای بد تر از شیطان می افتد . شاید تعجب کنید که انسان چگونه بد تر از شیطان شده میتواند ! در حدیثی آمده که هنگامیکه فرعون دعوای الوهیت کرد و گفت که انا ربکم الاعلی ، شیطان گفت که از شنیدن این سخن فرعون مو های جانم برخاست . انسانهای بدتر از شیطان در هر عصر وجود دارند . امروز این لقب نامیمون را یهودهای روی زمین کسب کرده اند . بخاطر فریب دادن ساده لوحان جهان ، یکروزی را برای زن تخصیص داده اند ، یکروز را برای معلم ، روزی را برای مادر، یکروز را برای کارگران جهان ، روزی را برای فقیران و روزی را و روزی را ... در صورتیکه همینها اند که زن را رسواترین مخلوق جهان ساخته اند . همین ها اند که خون کارگران جهان را مینوشند . همینها اند که فقیرها از برکت اینها فقیر تر شده میروند . همینها اند که برای اروپایی ها زنا با مادر را آموختند . قسم بذات خداوند که چنین کار را شیطان هم نخواهد کرد .
پیامبر اسلام جناب محمد صلی الله علیه و سلم میفرمایند که هر گاه شوهری لقمه به دهان خانمش بگذارد ، خداوند درین هم برایش اجر میدهد . اما بیایید ببینید که مدعین حقوق زن ، در دهان زن چه میگذارند ..! اولائک کالانعام بل اضل .. آنها مانند حیوانات ، بلکه بدتر و گمراه تر از حیوانات اند . این مدعین حقوق زن ، در حق زن کارهایی کرده اند که حیوان هم ازآن متنفر شود .
اگر تا سالیانی قبل از امروز مردم از خبث یهودان بیخبر بودند و بسبب عدم توفر دلیل و گواهی ، پند و وعظ های علما و مصلحین نمیتوانست مردم را باور دهد که یهود ها چقدر خبیث اند و چه پلانهایی دارند ، شاید عذر آنها اگر مقبول هم نبوده باشد ، معقول بوده .. مگر امروز با پیشرفت پرمیمنت بگویم یا پیشرفت نا مراد و نا مبارک شیطانی در میدان رسانه های بصری و معلوماتی ، که از طریق آن یهود ها همه دنیا را فاسد کرده و جهان را به یک گنداب مبدل نموده است ، و منبع فساد اخلاقی را در هر خانه و هر اتاق ، امرار کرده اند ... پس امروز چه شک و تردیدی باعث میشود که مردم جهان و خصوصا مسلمانان و دانشمندان دیگر دیانت ها متوجه به خطری نمیشوند که یهود ها عنقریب همه جهان را به فسادخانه و جهانیان را به خرهای موعود خود مبدل خواهند کرد .
نصیحتم به همه مردمان عاقل جهان ، بالخصوص مسلمانان جهان و ملت نامدار افغان و بالاخص به زنان افغان این است که دنبال یهود و نصاری نروید . جامعۀ خود را پاک کنید . از همین امروز هر یک تان بکوشید که در صورت عدم توانمندی ، حد اقل دو طفل خود را تربیۀ درست اسلامی بدهید . و بعد از بیست سال ببینید که چند تا جوان سالم و صالح تقدیم جامعه میکنید . باز مجموع مادران را با مجموع اطفال تربیه شدۀ آنها بشمارید و ببینید که در ظرف این بیست سال جامعه گل و گلزار شده است . درآنصورت حکومت هم بدست افراد صالح خواهد آمد و بتدریج فساد و مفسدین از روی کشور پنهان خواهد شد . بگذارید غرب را که نعره های خشک و بیمفهوم حقوق زن بالا کند . بگذارید که روز زن تجلیل کند . شما مسؤلیت خویش را در مقابل خدا و در مقابل جامعه ادا کنید باز ببینید که شما خوشبخت و خوشوقت میباشید یا زن غربی . محک حفظ آبرو و کرامت انسانی تان ، عملکرد و عقیدۀ تان است . با خدا باشید که خدا با شما باشد . در اسلام هر روز ، روز زن است . هر لحظه ، لحظۀ زن است . هر سال و ماه ، سال وماه زن است . اسلام نمیخواهد بخاطر دغدغۀ احساسات زن ، یکروز را بنام وی منسوب کند و سه صد و شصت و چهار روز متباقی سال ، او را دستخوش هرزه ها بگذارد . همانگونه که خداوند متعال زن را لطیف ، نازک ، پر از مهر و شفقت خلق کرده ، همانگونه اسلام ازین زن میخواهد که در پاکدامنی بسر برد تا در آشیانۀ مهر و شفقتش ، اطفال سالم و سازندگان جامعه تربیه شوند .
تقلید غرب را نکنید ورنه پشیمان میشوید . اگر باز هم باور نمیکنید ، بروید از زن غربی بپرسید . یا از آن عده زنهای غربی بپرسید که خداوند متعال بالای شان رحمت فرموده و ایشان را به راه نیک هدایت کرده است و مسلمان شده اند .
فریب نخورید . این مشکلاتی که شما و ما و همه جامعه به آن دچار است ، این خلق کردۀ اسلام نیست ، بلکه مشکلات خلق شده بسبب دوری از اسلام است . شما خود آگاهی اسلامی حاصل کنید و اولاد تان را به اساس آن تربیه کنید تا جامعه اصلاح شود . در صورت دیگر خدا نخواسته به عاقبت زن غربی دچار میشوید . زن غربی در یک ماه بیشتر از چهل آغوش تبدیل میکند . آن رنگی را از آن خود کنید که خدا برایتان انتخاب کرده . و آن است رنگ اسلام . رنگ زن مسلمان . رنگ خواهر مسلمان . رنگ مادر مسلمان . رنگ یک مخلوقی که انسان میسازد . و در تقلید غرب نروید ورنه تا غار موشهای دشتی هم عقب آنها خواهید شتافت . آنها شما را در چاه می اندازند . شما را به بدبختی میکشانند . تا زمانیکه جوانی یاری کند از شما هر نوع استفادۀ غیر اخلاقی میکنند و به مجرد ظهور پژمردگی در جسم ، شما را به شؤون اجتماعی تحویل میدهند . بالای خود و اولادهای خود و جامعۀ خود رحم کنید . و ما علینا الا البلاغ .