سوگنامه...
.jpg)
در شهرما نقاره زیاد ونواکم است
دشنام تلخ تا که بخواهی ! دعاکم است
جاییکه تیغ ودشنه بکارد برادرم
سوگند میخورم که سرود وصدا کم است
وقتی امیر مزرعه دارد سر شکار
جای برای چلچله یا نیست یا کم است
هرکس بچهرهء دگری میکند نگاه
زان ، آبرووقیمت آیینه ها کم است
درکوچهء که کوچهء حق وحقیقت است
اندیشه کرده ای که چرا نقش پا کم است؟
مجموعه هاپراست پراز قند پارسی
در غیبت پلید ، ولی پارسا کم است
صوفی نبوده ام که بگویم حیا کجاست !!
یا شیخ شهر ، تابنویسم چرا کم است !!
حتما در ین معادله ای عالمان جبر
چیزی برای جلب رضای خداکم است
ای مرغکان خسته ازین خطه پر کشید
منبر برای سفسطه های شما کم است!
03/03/2010