زبان فارسی یا دری و حقیقت فرهنگی





سخنی با جناب عبدالسمیع رفیع صافی 

نوشته های جناب رفیع صافی و جناب رحیل را پیوسته مطالعه می کنم. من همیشه مقالات نویسندگان فارسی و یا دری نویس را در مورد زبان فارسی و دری می خوانم. بسیاری از این نوشته ها که در محور یگانگی یا دوگانگی زبان فارسی و دری می چرخند در واقع در پی اثبات همین تفاوت و یا همسانی دو زبان به نام فارسی و دری هستند. برخی معتقد اند که زبان فارسی، زبان ایران و زبان دری زبان افغانستان است. یا بهتر گفت یکی از زبان های رسمی و ملی افغانستان و هر دو از هم متفاوت اند و دو زبان متفاوت محسوب می شوند.

جناب عبدالسمیع رفیع صافی در آخرین مقاله ی خویش که آنرا در کابل پرس خواندم این بحث را با عنوان "گریز از حقایق فرهنگی به سود ما نیست" مورد تحلیل و تفسیر قرار داده اند. ایشان در بخشی از مقاله ی خویش می نویسند:«دری، فارسی، فارسی دری و یا دری فارسی، ما از چهار اسم نام می بریم و اما می خواهیم بگوییم که مراد ما، یک زبان است؟ یعنی چه؟ مگر، نصواری، جگری، سرخ و نارنجی ، یک رنگ است؟؟ »

صرف نظر از محتوا و مفهوم جمله ی بالا که جای بحث فراوان دارد و نمی توان برای اثبات تفاوت زبان فارسی با دری به تفاوت رنگ استدلال کرد، این حقیقت از جناب رفیع صافی پوشیده نیست که زبان به حیث یک پدیده ی اجتماعی و فرهنگی در بستر زمان با به پای تحولات جامعه ی انسانی متحول می شود و دگر گونی می یابد. زبان شناسی خود یک علم جداگانه است که دانشمندان متخصص این عرصه با دید تخصصی و مسلکی می توانند رشد و تکامل تاریخی یک زبان را مورد مطالعه قرار دهند و سیر تحول و تغیر زبان را در مقاطع متفاوت تاریخ بررسی کنند. آنچی که مسلم است و جناب رفیع صافی به یقین که در این مورد با من هم نظر هستند، تفاوت یک زبان در مسیر حیات آن است. مثلاً حتا همین زبان های بسیار مهم امروز از آغاز حیات خود که شاید هزاران سال را در بر بگیرد حالت امروز خود را نداشته اند. هالند یک کشور کوچک اروپایی محسوب می شود که زبان امروز آن بیشتر از دو سه قرن سابقه ندارد. یک هالندی هر چند دانشمند و دارای تحصیلات عالی نمی تواند اولین متن نوشتاری زبان هالندی را در آغاز تاریخ کتابت این زبان بخواند و معنی آن را بفهمد. جناب رفیع صافی هم اگر یک متن هزار و یا دو هزار سال قبل زبان خود را که امروز به آن صحبت می کنند و می نویسند چه آنکه آنرا دری بنامند یا فارسی، پیدا کنند به یقین که نه خوانده می توانند و نه معنی آن را می فهمند. من هم ، همین طور و جناب رحیل هم و هر فارسی و دری زبان دیگر. نا گزیر برای خواندن متن قدیمی زبان به دانشمندان زبان شناس مراجعه کرد که در این رشته تحصیل و تخصص دارند.

منظور من از توضیحات بالا این است که وقتی ما ادعا کنیم که زبان فارسی و یا دری که امروز در ایران، افغانستان، تاجکستان بگونه ی رسمی و ازبکستان بصورت غیر رسمی صحبت می شود در طول حیات خود تا اکنون یکسان و غیر قابل تغیر باقی مانده اند مسلماً یک ادعای نادرست است. در این جای بحث نیست که زبان باستانی و قدیمی فارسی و دری که امروز در کشور های نام برده به آن سخن می زنند از هم متفاوت بوده است. شناخت این تفاوت، تحول و تغیر زبان مذکور در گفتار و نوشتار در زمان و مکان مختلف آن کار علمی و تخصصی دانشمندان زبان، تاریخ و جامعه است. از طریق تحقیق و پژوهش و مراجعه به اسناد و آثار تاریخی زبان می توان این تفاوت و اختلاف را پیدا کرد که زبان فارسی و یا دری در مناطق مختلف منطقه از آسیای میانه، تا ماورای قفقاز و دریای سند و خلیج فارس ا زهم چه فرق داشتند؟

اما نکته ی اصلی مورد بحث و اختلاف که مایه ی کشمکش بر سر زبان دری و فارسی به خصوص در افغانستان است، تفاوت امروز زبان فارسی و دری می باشد. آیا زبان فارسی که در ایران به این نام یاد می شود با زبانی که آن را در افغانستان دری می خوانند و در تاجکستان تاجکی تفاوت دارد؟ و به قول جناب رفیع صافی این دیگر چه معنی دارد که وقتی چهار نام فارسی، دری، دری فارسی و فارسی دری می گوییم باز آن را یک زبان می خوانیم؟ من تأکید می کنم که تنها به تفاوت و اختلاف امروز در میان این زبان های چهار نامه باید نگاه کرد و آنرا دریافت نه به تفاوت آنها در صد ها و هزاران سال پیش.

اگر با دید منطقی و با عقلانیت و بدون تعصب زبانی، مذهبی، قومی، نژادی و بدون تنفر ، کینه و عقده مندی ناشی از هر عاملی که باشد به این قضیه نگاه کنیم، بدون تردید همین چهار نام فارسی، دری، فارسی دری و دری فارسی امروز و در این عصر بر این زبان ها در سه کشور افغانستان، ایران و تاجکستان نام بر یک زبان است. چه آنکه آنرا در ایران فارسی و در افغانستان دری و در تاجکستان تاجکی بگویند. اینکه در گذشته این زبان ها چه تفاوتی از هم داشته و فارسی از دری متأثر بوده یا بالعکس به آن کاری نداریم. اما امروز که همه یک زبان هستند. اصلاً بحث بر سر تردید و عدم تردید این ادعا که زبان امروز ما در افغانستان دری است و زبان ایرانی ها فارسی و هردو یکی نیستند و از هم فرق دارند یک بحث غیر منطقی و نادرست است. همان کسانی که این بحث را به میان می آورند و به تفاوت امروز فارسی و دری معتقد هستند، فارسی را زبان ایران و دری را زبان افغانستان می پندارند باز برای دریافت معنی یک واژه و لغت زبان دری به فرهنگ عمید فارسی ایرانی مراجعه می کنند. قفسه های الماری شان پر از کتاب چاپ ایران و به زبان فارسی است.

اگر زبان امروز تاجکی تاجکستان، دری افغانستان و فارسی ایران سه نام بر یک زبان نیست و هر کدام سه زبان جداگانه اند، تفاوت در دیوان شعر کمال خجندی تاجکستان، استاد خلیل الله خلیلی صافی افغانستان و حافظ شیرازی ایران در چیست؟ زبان مختلف، زبانی را می گویند که گویندگان آنها برای فهمیدن گپ یکدیگر به ترجمان نیاز پیدا کنند. آیا وقتی مردم در افغانستان برنامه های تلویزیون فارسی ایران و فارسی بی.بی.سی را می شنوند به تر جمان نیاز پیدا می کنند؟ آیا بر عکس ایرانی ها هم برای فهمیدن برنامه های تلویزیون افغانستان در ایران و خارج از ایران به ترجمان نیاز دارند؟