اسلام بیدی نیست که به این بادها بلرزد



تجربه تلخ عراق و افغانستان نشان داده است كه ايالات متحده و غرب نه در پي آرامش و آسايش كشورهاي منطقه كه جهت استيلا بر خاورميانه، بر حضور دوامدارشان پاي مي فشارند، نا امني طاقت فرسا و دوامدار، توليد روز افزون مواد مخدر، تجهيز و تمويل غير مستقيم مخالفان دولت مركزي، رشد سرسام آور فساد اداري، گسترش بيكاري و فقر و ده ها ناهنجاري ديگر، همه و همه از دست آوردهايي هستند كه در طي چندين سال حضور خارجي ها در افغانستان، دامنگير اين آب و خاك شده است.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ  

تحولات اخير در ايران و بزرگنمايي آن در رسانه هاي امريكايي و غربي، هر انسان مسلمان و آزاده اي را به عكس العمل وا مي دارد. در اين ميان موضع گيري بعضي از رسانه هاي چاپي افغاني در تقليد از پروپاگندهاي غرب عليه نظام جمهوري اسلامي ايران، جالب و تأسف بار به نظر مي رسد.
روزنامه هشت صبح، نشريه اي كه از جانب ايالات متحده و شاخه ي غربي حقوق بشر تمويل مي شود، به نقل از روزنامه گاردين مقاله اي را از خانم معصومه طرفه، روزنامه نگار ايراني به نشر رسانده است. در مقاله ي مذكور، طبق روال معمولِ قلم به دستانِ غربي و نيز مزد بگيران آنان، اوضاع ايران تا سرحد احتمال كودتا، آنهم از سوي سپاه پاسداران، بحراني و غير قابل كنترول وانمود شده است. اين بسيار جالب است؛ چرا كه در جايي از مقاله ي خانم طرفه، سپاه پاسداران به عنوان طرفداران آيت الله العظمی خامنه اي ذكر گرديده، اما در بخش پاياني نوشتار، احتمال كودتا از جانب سپاه پاسداران مطرح مي گردد!!؟
در جاي ديگري از نوشته خانم طرفه آمده است: "... و اكنون رهبر، توسط روحانيون تندرو، سياستمداران دست راستي، فرماندهان سپاه و شبه نظاميان بسيج حمايت شده...". بدنيست از خانم طرفه سئوال شود، پس ديگر چه كسي يا كساني باقي مي ماند كه با نظام جمهوري اسلامي در ايران مخالفتي داشته باشند و بر فرض وجود تعدادي از مخالفان نظام اسلامي در ايران، آيا از نظر حقوقي و سياسي، مي توانند قابل اعتناء و توجه باشند؟! مگر در كشورهاي ديگر و به خصوص در ايالات متحده امریکا و اروپا كه خود را مهد دموكراسي مي دانند، مخالفان دولت، حق اغتشاش و آشوب را دارند؟ مگر به آنان اجازه تشكيل هر نظامي را در برابر نظام حاكم مي دهند؟! روزي نيست كه در ايالات متحده و كشورهاي اروپايي دست به اعتراضات گسترده و چشم گير نزنند، آنهم با دادن شعارهاي تند و گزنده كه بيشتر آنها در مخالفت صريح با دولت هايشان نيز مي باشد. اما چرا تاكنون ازاين تظاهرات در رسانه هاي غربي به عنوان كودتا و امثال اين واژه تعبيير نشده و نمي شود؟! اما اگر در يكي از كشورهاي اسلامي و به خصوص ايران، تعدادي اوباش و فريب خوردگان غرب چند ياوه اي را به عنوان شعار سرداده اند، بلافاصله با استقبال شديد رسانه هاي غربي مواجه شده و از آنان به عنوان طرفداران آزادي، حقوق بشر و مزخرفاتي از اين قبيل، تجليل و تكريم شده و نام پر طمطراق كودتا را بر آن مي گذارند؟! برخورد كاملاً متناقض و دوگانه ي رسانه هاي غربي در مواجهه با مسايل، چيز تازه اي نيست و اين روش، سال هاي متمادي است كه از سوي رسانه هاي امريكايي و اروپايي عليه نظام هاي مردمي و اسلامي اعمال مي شود.
اين قلم خوش دارد تا به آن دسته از خواهران و برادران ايراني كه غرض و مرضي ندارند و تنها شعارهاي پوشالي و دروغين غربي ها مبني بر دموكراسي، آزادي بيان، آزادي انسان، حقوق بشر و امثال اينها كه ظاهر فريبنده اي دارند، آنان را فريفته و از باطن و حقيقت اين مدعيان دروغين حقوق انسان و جهان، غافل ساخته است،‌ نكاتي را يادآور شوم:
1- چنانچه مكرراً يادآور شده ایم،‌ امريكا و غرب، بر فرض وجود مقوله هاي مانند دموكراسي،‌ مردم سالاري،‌ آزادي انسان و بيان، حقوق بشر و امثال آنها، اين پديده ها را براي خود و مردم شان مي خواهند نه براي رژيم هاي دست نشانده وكشورهاي تحت استعمارشان و به خصوص كشورهاي جهان سوم و اسلامي. كشورهاي غربي دموكراسي و مفاهيمي ازاين قبيل را اساساً برازنده اندام بي فرم و ناهنجار جوامع جهان سوم و اسلامي نمي دانند و به زعم خودشان اين چيزها از سر ممالك اسلامي هم زياد است.
البته اين حرف غربي ها را مي پذيريم، اما با اين رويكرد كه اساساً مفاهيم وارداتي غربي از قبيل فوق الذكر با رويكردي غير الهي و غير انساني كه دارند،‌ كاملاً خام، كال و بي مايه هستند و حقوقي را كه آئين حيات بخش و پوياي اسلام براي خداوند (ج)، انسان و جهان در نظر گرفته، در واقع برخاسته از عمقِ دقيقِ متنِ آفرينش بوده و بر اساس نظام استوار جهان و انسان پي ريزي شده است.
2- تجربه تلخ عراق و افغانستان نشان داده است كه ايالات متحده و غرب نه در پي آرامش و آسايش كشورهاي منطقه كه جهت استيلا بر خاورميانه، بر حضور دوامدارشان پاي مي فشارند، نا امني طاقت فرسا و دوامدار، توليد روز افزون مواد مخدر، تجهيز و تمويل غير مستقيم مخالفان دولت مركزي، رشد سرسام آور فساد اداري، گسترش بيكاري و فقر و ده ها ناهنجاري ديگر، همه و همه از دست آوردهايي هستند كه در طي چندين سال حضور خارجي ها در افغانستان، دامنگير اين آب و خاك شده است.
بسيار لازم مي دانیم، ‌توجه مخالفان جمهوري اسلامي ايران را به عراق و به خصوص افغانستان معطوف بداریم و از آنان صميمانه بخواهیم كه در صورت امكان قدم رنجه كنند و براي مشاهدهِ مظاهرِ تمدني غرب از قبيل سكولاريزم، مردم سالاري، آزادي، حقوق بشر و... به افغانستان تشريف بياورند تا با تمام وجود و با پوست و گوشت و استخوان خويش معني اين واژه هاي ساختگي و پوشالي را لمس و درك كنند.
از ديد اين قلم با تأسف، تعدادي از برادران ايراني قدر دولت خدمتگزار، امنيت و آسايش را نمي دانند و با روحيه ناسپاسي و ناشكري،‌ خويشتن را در معرض ناهنجاري ها و خذلان قرار مي دهند.
آنچه واضح و مسلم است،‌ درخت تنومند نظام جمهوري اسلامي،‌ بيدي نيست كه با اين بادهاي ضعيف بلرزد؛ اما به قول معروف بدانند " كه زمستان خواهد گذشت،‌ اما روسياهي به ذغال خواهد ماند" پس سعي كنيم در زمره ي كساني نباشيم كه در برابر ملت خويش مي ايستند و حاصلي جز روسياهي دنيا و آخرت را كمايي نمي كنند.